... و با کشف این راز بزرگ که روحیه ی آدمی مانند آب و هوای اقلیم های گوناگون است و هر آب و هوایی مردمانی، درختانی، میوه هایی، ساختمان هایی و ... مخصوص خود دارد به ما فهماندند که آدمی نیز در گریز به خویشتنِ خویش آب و هوای اقلیم وجود خویش را باید بشناسد و با میوه های آن آشنا شود خنده های هر کس، گریه های هر کس از آرزوهای باطنی او خبر می دهند و آرمان های او را فریاد می زنند، چشمان باز یا بسته ی او را به نمایش می گذارند. در جهانِ امروز ـ که جهان به هم ریختن روحیه هاست ـ جواهرات بدلی، درخشش بیشتری دارند و آدم هایی که بَدَلی می اندازند خوشحال تر به نظر می رسند. در چنین جهانی جز خواندن جز اندیشیدن با کدام سلاح می توان «در اعماق دور این کویر بی کرانه ی پر آفتاب دست اندر کار یک توطئه ی بزرگ شد» و برای بازآفرینی جهان و «شکافتن سقفِ فلک و طراحی نو انداختن» چه می باید کرد؟ برخیزیم و گامی فراپیش نهیم و بخوانیم و بخوانیم و بخوانیم تا ... .

عطایی:

تو به قصه ها می مونی

ساده اما حیرت آور

شوق تکرار تو دارم

وقتی می رسم به آخر

...

خواندن یا ماندن؟

کدام را بر می گزینی؟

بخوانیم و بدانیم و از لذت آن سرشار شویم؟

یا نخوانیم و ندانیم و بمانیم و از پوسیدن خویش بیمار شویم؟

... بخوانیم والاّ می مانیم

صائب:

این خطّ جاده ها که به صحرا نوشته اند

یاران رفته با قلم پا نوشته اند

/ 87 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahsaaa

[چشمک]

parisaaa

مرسیییییییی امین بلاگت توپه.بچه ها سر بزنید راستی بلاگ پینوکیو و غول چراغ جادو هم باحالههههههههههههههههههههه[تایید]

mahsaaa

[چشمک]

امین

این بلاگ توسط کی آپ می شه؟

هاشم میرزایی

توسط من

parisaaa

چیزها دیدم روی زمین:کودکی دیدم ماه را بو میکرد............ قفسی بی در دیدم که در ان روشنی پرپر میزد........نردبانی که از ان عشق میرفت به بام ملکوت................... من زنی را دیدم نور در هاون میکوبید................................

[شیطان]

بگو اگرچه به جایی نمیرسد فریاد کلام حق دم شمشیر میشود گاهی

هاشم میرزایی

همتون برین گم شین خونه هاتون ولم کنین مگه کارو زندگی ندارین چرا هی چرت و پرت مینویسین

حضرت محمود

زندگی، فرصت پرواز بلند است، قصه این است که چه اندازه کبوتر باشی!