بیت 273)       کین مدار آنها که از کین گمرهند/ گورشان پهلوی کین داران نهند

کینه توزی مکن. کسانیکه از کینه توزی گمراه شده اند، گورشان در کنار گور کینه توزان است.

بیت 274)       اصلِ کینه دوزخست و کین تو/ جزو آن کلّست و خصمِ دین تو

ریشه کینه تو دوزخ است یعنی جزوی از آن است و دشمن دین توست.

بیت 275)       چون تو جزو دوزخی پس هوش دار/ جزو سوی کل خود گیرد قرار

مواظب باش هر جزئی به سمت کلش پیش می‌رود. (مولانا در این بیتها می‌گوید که هر چیزی یک سرچشمه‌ای دارد. وقتی از یک رود آبی بر میداری آرام آرام به سمت سرچشمه آن پیش می‌رود).

بیت 276)       تلخ با تلخان یقین ملحق شود/ کی دم باطل قرین حق شود

یعنی انسانهای ناپاک و بدنهاد با همجنس خود همنشین می‌شوند.

بیت 277)      ای برادر تو همان اندیشه ای/ مابقی تو استخوان و ریشه ای

ای برادر! گوهر تو اندیشه توست. غیر از اینها استخوان و رگ هستی که ارزشی ندارند. چون اندیشه است که به این کالبد جهت میدهد. (از نظر مولانا اندیشه اولویت بر کالبد دارد). (اول اندیشه وانگهی گفتار)

بیت 278)      گر گُلست اندیشه تو گلشنی/ ور بود خاری تو هیمه گلخنی

اگر اندیشه ات مثل گل است (یعنی زیبایی بخش و بی توقع) تو گلشن هستی، اما اگر اندیشه ات مثل خار است (خار مانع فهمیدن گل است) مثل هیمه گلخن هستی.

بیت 279)       گر گُلابی بر سر و جَیبت زنند/ ور تو چون بَولی برونت افگنند

اگر گلاب هستی، مردم تو را روی خود می‌زنند و اگر مثل ادرار باشی تو را بیرون می‌افکنند.

((گر در دل تو گل گذرد، گل باشی/ ور بلبل بی‌قرار، بلبل باشی

تو جزوی و حق کل است، اگر روزی چند/ اندیشه کل پیشه کنی، کل باشی))

بیت 280)       طلبها در پیش عطاران ببین/ جنس را با جنس خود کرده قرین

(طبله = صندوقچه) عطار هر جنسی را درون صندوقچه خود قرار می‌دهد.

بیت 281)     جنس‌ها با جنس‌ها آمیخته/ زین تجانس زینتی انگیخته

بیت 282)     گر در آمیزند عود و شکّرش/ برگزیند یک یک از یکدیگرش

اگر دو جنسی که با هم همخوانی ندارند با هم آمیخته باشند، عطار آنها را از هم جدا می‌کند. (اینجا گریزی به داستان پیامبران است)

بیت 283)     طبلها بشکست و جانها ریختند/ نیک و بد در همدگر آمیختند

صندوقچه ها شکست و روح‌ها از عالم ارواح به این دنیا آمدند. در نتیجه روح‌ها به هم آمیخته شد.

بیت 284)     حق فرستاد انبیا را با ورق / تا گزید این دانها را بر طبق

(ورق مجازاً یعنی کتاب) حق انبیا را با کتاب فرستاد تا اینکه انسانهای صالح را برجسته و روشن گرداند (بر طبق نهادن یعنی بارز و برجسته کردن) (یعنی پیامبران به ما مرزهایی را می‌شناسانند که ما بفهمیم که در دل ما چه می‌گذرد)

بیت 285)     پیش از این ما امت واحد بدیم / کس ندانستی که ما نیک و بدیم

قبل از اینکه به این دنیا وارد شویم، یک امت واحد بودیم و خوب و بد ما معلوم نبود.

بیت 286)      قلب و نیکو در جهان بودی روان / چون همه شب بود و ما چون شب‌روان

(قلب یعنی تقلبی)

بیت 287)       تا برآمد آفتاب انبیا/ گفت ای غِش دور شو صافی بیا

تا پیش از ظهور انبیاء خوبی و ناخوبی در عالم هستی به هم آمیخته بود،  و ما در تاریکی شب به سر می‌بردیم. تا اینکه آفتاب پیامبران دمید تا ناخالص و خالص را از هم جدا کند.

بیت 288)       چشم داند فرق کردن رنگ را/ چشم داند لعل را و سنگ را

چشم می‌تواند رنگها را از هم تشخیص دهد (برای تشخیص خوب و بد، چشم بصیرت لازم است).

بیت 289)        چشم داند گوهر و خاشاک را / چشم را ز آن میخلد خاشاک‌ها

(گوهر = انسان پاک / خاشاک = انسان ناپاک)

بیت 290)       دشمن روزند این قَلابّکان / عاشق روزند آن زرهای کان

(قلابک = کسی که زرهای ناخالص می‌سازد) صرّاف دغل‌کار عاشق تاریکی است (تا رازش برملا نشود. چون در شب مرزها در هم می‌آمیزند) اما طلاهای ناب، روز را دوست دارند.

بیت 291)      ز آنک روزست آینه تعریف او / تا ببیند اشرفی تشریف او

(تعریف = شناختن / اشرفی = انسان بزرگوار و والا) روز مثل آینه، حقیقت همه چیز را نشان می‌دهد تا انسان والا، شرافت و بزرگواری آن را ببیند.

بیت 292)       حق قیامت را لقب ز آن روز کرد/ روز بنماید جمال سرخ و زرد

خداوند قیامت را روز نام نهاد. روزی که مرز همه چیز معلوم می‌شود.

بیت 293)       پس حقیقت روز سرّ اولیاست / روز پیش ماهشان چون سایهاست

پس روز، مکان درک و مشاهده اولیاست، اگرچه روز پیش ماه وجود آنها (پیامبران، اولیاء و روشنگران) مثل سایه است. 

ادامه دارد ...

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوروزی

بابا بچه های مهر همه باحالند اهل دلند و اهل میزان وترازو. راستی ما تا حالا ده دفعه دفتر اول تا سوم را ژیشتان تلمذ کردیم منتظر دفتر آخریم که فکر کنم عمرمان کفاف ندهد!!!

مهدی

استاد بزرگ هاشم میزایی. دوست دارم ساعتها در این باره بحث کنیم

آتــــــــــــــــــــــــــــــــــــنا

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــلام گل قشنگم خیلی دوستتون دارم [قلب]استاد بزرگم امسال و مخوام شاگردیتون و کنم و بهترین درس های زندگیم و +ادبیات و ازتون یاد بگیریم و در تمام مراحل زندگیم مثل شما موفق بشم و میخوام در اولین هدف زندگیم (کنکور)با راهنمایی شما به بلندی برسم .استاد من تکلیفمو با خودم مشخص کردم باور نمیکنی طی سال خودمو بهتون نشون میدم خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دوست دارم [گل]

این نوروزی,همون مهندس نوروزی باغه؟! آتنا خانوم,تعریفت از موفقیت چیه که میخوای مث استاد موفق بشی؟یعنی از کجا فهمیدی موفقه,مگه تو زندگیشی؟

mahsaaa

ostd mirzai vaghan shakhse khubi baraye rahnamai hastan...

mahsaaa

khake zire patam ostad mostara shuretam ostad egzoz renotam ostad

رویا

سلام ...عرض ارادت و ادب خدمت استاد ادب!! >>شاگرد شما در سال 84<<

یه دیوونه

كارگر افغاني اومد تو ايستگاه مترو، قطار رو كه ديد گفت مترو اينه؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ كرم خاكيه، آمينو خورده حجم آورده !!!

mahsaa

az esme man sue estefade nakon...zeshte bekhoda...ba toam k ghable roya pm gozashti..

سلام استاد خیلی خسته ام. درسها واقعا زیاد و خسته کنندست. برامون دعا کنید